Kurdipedia is the largest multilingual sources for Kurdish information!
About Kurdipedia
Kurdipedia Archivists
 Search
 Send
 Tools
 Languages
 My account
 Search for
 Appearance
  Dark Mode
 Default settings
 Search
 Send
 Tools
 Languages
 My account
        
 kurdipedia.org 2008 - 2026
Library
 
Send
   Advanced Search
Contact
کوردیی ناوەند
Kurmancî
کرمانجی
هەورامی
English
Français
Deutsch
عربي
فارسی
Türkçe
עברית

 More...
 More...
 
 Dark Mode
 Slide Bar
 Font Size


 Default settings
About Kurdipedia
Random item!
Terms of Use
Kurdipedia Archivists
Your feedback
User Favorites
Chronology of events
 Activities - Kurdipedia
Help
 More
 Kurdish names
 Search Click
Statistics
Articles
  587,805
Images
  124,744
Books
  22,134
Related files
  127,295
Video
  2,193
Language
کوردیی ناوەڕاست - Central Kurdish 
317,858
Kurmancî - Upper Kurdish (Latin) 
95,969
هەورامی - Kurdish Hawrami 
67,788
عربي - Arabic 
44,417
کرمانجی - Upper Kurdish (Arami) 
26,858
فارسی - Farsi 
16,057
English - English 
8,545
Türkçe - Turkish 
3,843
Deutsch - German 
2,042
لوڕی - Kurdish Luri 
1,785
Pусский - Russian 
1,145
Français - French 
359
Nederlands - Dutch 
131
Zazakî - Kurdish Zazaki 
95
Svenska - Swedish 
82
Español - Spanish 
61
Italiano - Italian 
61
Polski - Polish 
60
Հայերեն - Armenian 
57
لەکی - Kurdish Laki 
39
Azərbaycanca - Azerbaijani 
35
日本人 - Japanese 
24
Norsk - Norwegian 
23
中国的 - Chinese 
21
עברית - Hebrew 
20
Ελληνική - Greek 
19
Fins - Finnish 
14
Português - Portuguese 
14
Catalana - Catalana 
14
Esperanto - Esperanto 
10
Ozbek - Uzbek 
9
Тоҷикӣ - Tajik 
9
Srpski - Serbian 
6
ქართველი - Georgian 
6
Čeština - Czech 
5
Lietuvių - Lithuanian 
5
Hrvatski - Croatian 
5
балгарская - Bulgarian 
4
Kiswahili سَوَاحِلي -  
3
हिन्दी - Hindi 
2
українська - Ukrainian 
2
қазақ - Kazakh 
1
Cebuano - Cebuano 
1
ترکمانی - Turkman (Arami Script) 
1
Group
English
Biography 
3,197
Places 
9
Parties & Organizations 
36
Publications (magazines, newspapers, websites and media, etc.) 
50
Miscellaneous 
4
Image and Description 
78
Artworks 
17
Dates & Events 
1
Maps 
26
Quotes 
1
Archaeological places 
44
Library 
2,166
Articles 
2,547
Martyrs 
65
Genocide 
21
Documents 
252
Clan - the tribe - the sect 
18
Statistics and Surveys 
5
Video 
2
Environment of Kurdistan 
1
Poem 
2
Womens Issues 
1
Offices 
2
Repository
MP3 
1,546
PDF 
34,792
MP4 
4,051
IMG 
235,688
∑   Total 
276,077
Content search
:



Export Page to MS Excel
Facebook
Twitter
Telegram
LindedIn
Viber
Whats App
Messenger
Email
Copy Link

جنگ چالدران 01
Group: Articles
Articles language: فارسی - Farsi
Kurdipedia guarantees the right to public information for every Kurdish individual!
Share
Copy Link0
E-Mail0
Facebook0
LinkedIn0
Messenger0
Pinterest0
SMS0
Telegram0
Twitter0
Viber0
WhatsApp0
Ranking item
Excellent
Very good
Average
Poor
Bad
Add to my favorites
Write your comment about this item!
Items history
Metadata
RSS
Search in Google for images related to the selected item!
Search in Google for selected item!
کوردیی ناوەڕاست - Central Kurdish0
Kurmancî - Upper Kurdish (Latin)0
English - English0
عربي - Arabic0
Türkçe - Turkish0
עברית - Hebrew0
Deutsch - German0
Español - Spanish0
Français - French0
Italiano - Italian0
Nederlands - Dutch0
Svenska - Swedish0
Ελληνική - Greek0
Azərbaycanca - Azerbaijani0
Catalana - Catalana0
Čeština - Czech0
Esperanto - Esperanto0
Fins - Finnish0
Hrvatski - Croatian0
Lietuvių - Lithuanian0
Norsk - Norwegian0
Ozbek - Uzbek0
Polski - Polish0
Português - Portuguese0
Pусский - Russian0
Srpski - Serbian0
балгарская - Bulgarian0
қазақ - Kazakh0
Тоҷикӣ - Tajik0
українська - Ukrainian0
Հայերեն - Armenian0
हिन्दी - Hindi0
ქართველი - Georgian0
中国的 - Chinese0
日本人 - Japanese0
جنگ چالدران 01
جنگ چالدران 01
$جنگ چالدران 01$
جنگ چالدران، نخستین نبرد ایران (در زمان صفویان) با عثمانی بود که در نزدیکی شهرستان چالدران در شمال غربی ایران، در 2 رجب 920 ه‍.ق/23 اوت 1514 میلادی رخ داد؛ نتیجه این نبرد، پیروزی سپاهیان عثمانی به فرماندهی سلطان سلیم اول (حکومت 918–926 ه‍.ق/ 1512–1520 میلادی) بر سپاه صفوی به فرماندهی شاه اسماعیل اول (حکومت 907–930 ه‍.ق/1501–1524) بود.

$آرایش جنگی$
در این جنگ، نیروهای قزلباش ایران نزدیک به چهل‌هزار تن و سپاه عثمانی قریب به یکصد هزار نفر بودند، که قزلباشان به علت شمار کمتر، نداشتن تجهیزات مناسب، از سپاه عثمانی شکست خوردند. در این جنگ سربازان صفوی با شمشیر، نیزه و تیر و کمان می‌جنگیدند، در حالیکه ارتش عثمانی از توپ و تفنگ بهره می‌برد. البته صفویان پیش از این جنگ سلاح‌های آتشین در اختیار داشته و به روش استفاده از آن‌ها نیز، آشنایی داشتند و شاه اسماعیل برای رسیدن به سلطنت، از توپ و تفنگ استفاده کرده بود. دلیل استفاده نکردن از این سلاح‌ها در جنگ چالدران، ناشی از سیاست‌های جنگی او بود. چون توپخانه، تحرک سواره‌نظام را محدود می‌کرد، در جنگ‌های صحرایی از توپخانه استفاده نمی‌کردند و در مواردی هم که استفاده شد، به دلیل کم بودن تعداد توپ ها مؤثر واقع نشد، سلاح‌های گرم ایرانیان از لحاظ تعداد انگشت شمار و از لحاظ کیفیت قابل قیاس با سلاح‌های ارتش عثمانی نبود بنابراین، از استفاده از توپخانه صرف نظر شد چون به لحاظ کم بودن تعداد ثمری نداشت. همچنین، صفویان ذاتاً به سلاح آتشین بی‌علاقه بودند و استفاده از آن را ناجوانمردانه و ناشی از بزدلی می‌دانستند.
پس از این جنگ، مناطق شرق ترکیه، و شرق عراق از ایران جدا شد و به دست عثمانی افتاد. این مناطق تا پیش از زمان شاه عباس صفوی، در دست عثمانی بود تا اینکه شاه عباس، بخشی از مناطق را با جنگ پس گرفت. سپاه عثمانی شهر تبریز را نیز تصرف کرد اما به دلیل کمبود آذوقه، مجبور به بازگشت شد و حکومت نوپای صفوی از نابودی حتمی، نجات یافت.
دلیل کمی شمار سپاهیان ایران در این جنگ، حضورشان در خراسان بود تا از یورش غافلگیرانهٔ ازبکان جلوگیری شود.[12] دلیل دیگر شکست قزلباشها، پیشنهاد دورمش خان شاملو به شاه اسماعیل بود، مبنی بر اینکه اجازه دهند که ارتش عثمانی آرایش دفاعی خود را تکمیل کند تا ایرانیان بتوانند به ابراز دلیری بپردازند و شاه نیز، با این پیشنهاد غیرعادی موافقت کرد.

$علت وقوع جنگ$
قدرت گرفتن شاه اسماعیل یکم در عرصه نظامی و سیاسی، با پیوستن صوفیان ترکمانی بود که بیشترشان در آناتولی و شام زندگی می‌کردند. در واقع، بخش بزرگی از ایل‌های قزلباش، پیش از پیوستن به شاه اسماعیل در آناتولی زندگی می‌کردند و حتی پس از مهاجرت قبایل اصلی، بخش بزرگی از مردمان آناتولی پیرو یا متمایل به تشیع صوفی صفوی بودند. سازمان تبلیغی تصوف صفوی پیوسته از طریق شبکه‌های منظم خود و توسط خلفا، دده‌ها و… مریدان را به پیوستن به مرشد کامل فرقه که شاه اسماعیل بود، تشویق می‌کرد.
صفویان، در پی فعالیت و سازمان‌دهی فرهنگی در طول دو سده (بر اساس تعالیم صوفیانه و شیعی)، توانستند با حمایت پیروان خود (قزلباش‌ها) حکومت صفوی را در ایران پایه‌گذاری کنند. صفویان با گردآوری و پناه دادن به آن‌ها به‌ویژه به نیروهای ینی‌چری، نیروی نظامی توانمندی تشکیل دادند. قدرت گرفتن یک دولت مستقل شیعی مذهب و متعصب در ایران، امپراتوری عثمانی را که قصد حملهٔ نهایی جهت تصرف اروپا را داشت از سوی شرق، نگران ساخت و لشکرکشی به سمت ایران را موجب شد، که این جنگ در دشت چالدران روی داد.
شاه اسماعیل نیز، به‌خوبی از این امر آگاه بود و در نامه‌ای به سلطان عثمانی این مطلب را که بسیاری از مردمان ساکن سرزمین‌های عثمانی پیرو او هستند، به رخ وی کشیده بود. بی‌شک، دوام حکومت سنی‌مذهب عثمانی، بدون محدود یا نابود کردن این روند، با مشکل مواجه می‌شد. به‌گفتهٔ برخی مورخان، اگر در جنگ چالدران، شاه اسماعیل به پیروزی می‌رسید، به قدرتی فراتر از تیمور دست می‌یافت و بی‌شک گسترش تشیع صفوی، امپراتوری عثمانی را که تازه در آغاز کار بود از صفحه روزگار محو می‌کرد. همهٔ این موارد انگیزه لازم برای یک رویارویی سرنوشت ساز و حتمی را برای هردو سو آماده می‌ساخت؛ ولی برای این نبرد سرنوشت ساز دلایل دیگری هم وجود داشت که تنها شتاب‌دهنده بودند.
روابط بین دو قدرت با برخورد متکبرانه و خصمانهٔ شاه اسماعیل تشدید شد. سفرای عثمانی که در اعتراض به رفتار صفویان با اهل سنت در سال 1504 به دربار صفویه اعزام شدند، مورد بی‌مهری زیادی قرار گرفتند. مشغلهٔ سلطان بایزید در امور دیگر او را از انجام اقدامی متقابل در آن زمان بازداشت و این باعث ترغیب شاه اسماعیل به انجام رفتارهای خطرناک‌تر و جدی‌تر شد. تشدید تنش‌ها ادامه یافت و در سال 1510 شاه اسماعیل سر بریدهٔ شیبک‌خان ازبک را به‌همراه فهرستی از خواسته‌ها به دربار سلطان بایزید فرستاد. ادامه سرکشی شاه اسماعیل و عدم تمایل آشکار سلطان عثمانی برای پاسخگویی به صفویه، روابط بین سلطان و پسران او را بدتر کرد. سرانجام سلیم [علیه پدر خود سلطان بایزید] قیام کرد و با حمایت ینی‌چری‌ها وی را وادار به کناره‌گیری از قدرت نمود. شاه اسماعیل از شرایط آشفته ناشی از جنگ داخلی عثمانی، جهت دامن زدن به شورش بیشتر استفاده کرد. قیام شاهقلی بابا تکلو در سال 1511 تعداد زیادی از قزلباش‌ها و صوفیان ناراضی را به خود جلب کرد و هرچند عواقب این شورش جدی بود، اما قیامی که سال بعد در اوج جنگ داخلی عثمانی توسط عوامل صفوی یعنی نورعلی خلیفه صورت گرفت از اهمیت بیشتری برخوردار است. هزاران قزلباش به شورش برخاستند و حتی شاهزاده مراد (نوه سلطان بایزید) با تحریک مبلغان صفوی به جمع قزلباشان شورشی پیوست. نورعلی خلیفه و هوادارانش در مدت کوتاهی شهر توقات را تصرف نموده و به نام شاه اسماعیل در آنجا خطبه خواندند و اراضی وسیعی در نزدیکی چوروم و آماسیه تخریب شد. آنها با پیروان شاهزاده مراد متحد شدند و دوباره راهی توقات شدند و این بار با مقاومت ساکنان توقات روبرو شده و در نتیجه درگیری شهر به آتش کشیده شد. شاهزاده مراد سپس عازم ایران شد در حالی که نورعلی خلیفه به سمت سیواس حرکت کرد. شورشیان در قویلوحصار قبل از عزیمت به سرزمین صفوی از طریق ارزنجان، با نیروهای عثمانی درگیر شده و آنها را شکست دادند. در این زمان سلیم موفق شده بود که پدر خود (سلطان بایزید) را مجبور به کناره‌گیری کند اما همچنان با مقاومت برادرش احمد روبرو بود و پس از شکست دادن او در ینی‌شهر در سال 1513 توانست توجه خود را به همسایه مشکل‌ساز خود (صفویان) معطوف کند. قبل از شروع کارزار علیه صفویان، سلطان سلیم دستور اعدام بیش از 40000 قزلباش آناتولی را به عنوان مجازات شورش و رفتار سرکش آنها صادر کرد. وی همچنین از صادرات ابریشم ایران به امپراتوری عثمانی جلوگیری نمود.
شاه اسماعیل پس از مرگ سلطان بایزید به پسر عموی سلطان سلیم که مدعی و رقیب وی بود، پناه داد و درخواست سلطان را برای بازگرداندن بایزید سوم خلاف جوانمردی اعلام کرد. در برابر سلطان سلیم اندکی پیش از آغاز جنگ دست به قتل‌عام شیعیان در قلمرو عثمانی زد و زنده ماندگان را نیز داغ زده، به متصرفات اروپایی تبعید کرد.

$نبرد$
سلطان سلیم، با سپاهی که شمار آن را در حدود دویست هزار نفر نوشته‌اند به‌سوی ایران شتافت تا این‌که در یک رجب 920 قمری (شهریور 893) به دشت چالدران در شمال غربی #خوی# رسید و در آن جا اردو زد. موقعیت سوق‌الجیشی منطقهٔ چالدران و عدم رویارویی با متجاوزان در دشت باز، از مزیت‌های سپاه ایران بود. شمار قشون ایران را در این جنگ حدود 29٬000 تن نوشته‌اند. پیش از نبرد، شاه اسماعیل و فرماندهان سپاه برای تعیین استراتژی، تشکیل جلسه دادند. نورعلی خلیفه لو و محمدخان استاجلو به دلیل آشنایی قبلی با روش‌های جنگی عثمانیان و قدرت ویرانگر توپخانه پیشنهاد کردند که پیش از آنکه دشمن موفق به تکمیل آرایش دفاعی خود گردد، حمله را از پشت به آن‌ها آغاز کنند. این نظر منطقی با مخالفت شاه اسماعیل و دورمیش‌خان استاجلو مواجه شد که نتیجهٔ آن شکستی سخت بود.
شاه اسماعیل به عثمانیان فرصت داد تا آرایش دفاعی خود را کامل کنند. دوازده هزار ینی‌چری مسلح به شمخال در پشت زنجیره‌ای از توپ‌ها قرار گرفتند، مانعی که همانند سدی نفوذناپذیر در برابر سپاه غالباً سوار ایرانی عمل نمود. با آغاز جنگ جناح راست سپاه ایران جناح چپ عثمانی را در هم کوبید و فرماندهٔ آن‌ها حسن پاشا نیز کشته شد. صلابت نخستین یورش ایرانیان به‌حدی بود که سلطان سلیم لحظاتی پس از شروع درگیری به گمان این‌که کارش با شکستی برق‌آسا به اتمام رسیده در پی گریز از کارزار بود. کثرت سپاه عثمانی و محدودیت فضای نبرد به قدری بود که عثمانیان برای رویارویی با سپاه ایران پشت نیروهای خود مدت‌ها به انتظار می‌ایستادند.
با آغاز به کار توپ‌ها، نتیجهٔ جنگ به‌سرعت به سود عثمانی تغییر کرد. آتش توپخانه برای ایرانیان مصیبت‌بار بود. بسیاری از سپاهیان ایران و فرماندهان و صاحبان مناصب در میدان جنگ کشته شدند و شاه اسماعیل با فداکاری چند قزلباش جان سالم به در برد. سلطان سلیم یکم پس از در هم شکستن سپاه صفوی به‌دلیل ترس از وجود تله به تعقیب ایرانیان نپرداخت و تنها چند روز بعد به تبریز وارد شد. تلفات جنگ چالدران 27 هزار تن از ایران و 42 هزار تن از سپاه عثمانی بود.
با شکست سپاه قزلباش، درفش ارتش ایران به‌دست سپاه عثمانی افتاد.

$نتیجهٔ جنگ$
از نگاهی، این جنگ، یک پیروزی مقطعی برای عثمانی‌ها بود، ولی برای صفویان و به‌ویژه شاه اسماعیل، تبدیل به یک فاجعه شد. پس از جنگ چالدران، شاه اسماعیل افسردگی گرفت و دیگر رهبری لشکریانش را در جنگ بر عهده نگرفت. پیوند میان شاه به‌عنوان روح هدایتگر نیمه‌خدایی و قزلباش، به‌طور جبران‌ناپذیری شکسته شد. در حدود یک سال پس از شکست، عناصر قبایل قزلباش، اقتدار اسماعیل برای مدیریت امور کشور، به تدریج ضعیف گشت.
پس از این جنگ، #کردستان# باختری (مناطق کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه کنونی)، از ایران جدا شد و به‌دست عثمانی افتاد. سپاه عثمانی شهر تبریز را نیز تصرف کرد اما به‌دلیل کمبود آذوقه مجبور به بازگشت شد و حکومت نوپای صفوی از نابودی حتمی نجات یافت. بسیاری از سپاهیان ایران و فرماندهان و صاحبان مناصب در میدان جنگ کشته شدند و شاه اسماعیل با فداکاری چند قزلباش جان سالم به‌در برد. او پس از آن، دیگر رهبری لشکریانش را در جنگ بر عهده نگرفت. این نبرد از اهمیت مهمی در تاریخ برخوردار است زیرا نه تنها این عقیده را که مرشد شیعه، «معصوم» است، نفی نمود بلکه روسای قبایل کُرد را نیز بر آن داشت تا بیعت خود را از صفویان به امپراتوری عثمانی تغییر دهند.[1]

Kurdipedia is not responsible for the content of this item. We recorded it for archival purposes.
This item has been written in (فارسی) language, click on icon to open the item in the original language!
این مقاله بە زبان (فارسی) نوشته شده است، برای باز کردن آیتم به زبان اصلی! بر روی آیکون کلیک کنید.
This item has been viewed 1,785 times
Write your comment about this item!
HashTag
Źródła
Group: Articles
Articles language: فارسی
Publication date: 08-04-2023 (3 Year)
Content category: Kurdish Issue
Content category: History
Country - Province: Kurdistan
Document Type: Original language
Language - Dialect: Persian
Publication Type: Born-digital
Technical Metadata
Item Quality: 99%
99%
Added by ( Sara Sardar ) on 08-04-2023
This article has been reviewed and released by ( Shadi Akoyi ) on 08-04-2023
This item recently updated by ( Shadi Akoyi ) on: 28-05-2025
Title
This item according to Kurdipedia's Standards is not finalized yet!
This item has been viewed 1,785 times
QR Code
Attached files - Version
Type Version Editor Name
Photo file 1.0.1189 KB 08-04-2023 Sara SardarS.S.
جنگ چالدران 02
Group: Articles
Articles language: فارسی - Farsi
Kurdipedia rewrites the history of Kurdistan and Kurds day by day.
Share
Copy Link0
E-Mail0
Facebook0
LinkedIn0
Messenger0
Pinterest0
SMS0
Telegram0
Twitter0
Viber0
WhatsApp0
Ranking item
Excellent
Very good
Average
Poor
Bad
Add to my favorites
Write your comment about this item!
Items history
Metadata
RSS
Search in Google for images related to the selected item!
Search in Google for selected item!
کوردیی ناوەڕاست - Central Kurdish0
Kurmancî - Upper Kurdish (Latin)0
English - English0
عربي - Arabic0
Türkçe - Turkish0
עברית - Hebrew0
Deutsch - German0
Español - Spanish0
Français - French0
Italiano - Italian0
Nederlands - Dutch0
Svenska - Swedish0
Ελληνική - Greek0
Azərbaycanca - Azerbaijani0
Catalana - Catalana0
Čeština - Czech0
Esperanto - Esperanto0
Fins - Finnish0
Hrvatski - Croatian0
Lietuvių - Lithuanian0
Norsk - Norwegian0
Ozbek - Uzbek0
Polski - Polish0
Português - Portuguese0
Pусский - Russian0
Srpski - Serbian0
балгарская - Bulgarian0
қазақ - Kazakh0
Тоҷикӣ - Tajik0
українська - Ukrainian0
Հայերեն - Armenian0
हिन्दी - Hindi0
ქართველი - Georgian0
中国的 - Chinese0
日本人 - Japanese0
جنگ چالدران 02
جنگ چالدران 02
$جنگ چالدران 02$
جنگ چالدران‌، نخستین جنگ دولت‌های صفوی و عثمانی در سال 920 قمری در دشت چالدران. فرمانده سپاهیان صفوی را شاه اسماعیل اول صفوی برعهده داشت و فرمانده سپاهیان عثمانی، برعهده شاه سلیم اول بود. نتیجه جنگ شکست سپاهیان صفوی و خانه‌نشین شدن شاه اسماعیل بود.

$علت جنگ$
گسترش قلمرو عثمانی در مشرق، سقوط بیگ‌نشین‌های آناطولی، حاکمیت عثمانی بر مغرب فرات که پس از جنگ اُتْلُق بلی در 877 قمری به شکست اوزون حسن و پیروزی سلطان محمد فاتح ختم شد، همچنین نفوذ روزافزون طریقت صفوی در آسیای صغیر و پا گرفتن جنبش قزلباشان که به تشکیل دولت صفوی (حکومت: ح 906 1135) و رواج تشیع انجامید، وقوع جنگ را بین ایران و عثمانی اجتناب‌ناپذیر کرده بود.
بایزید دوم، به دلیل گرفتاری‌های داخلی و خارجی، از جنگ با صفویان پرهیز داشت. اسماعیل صفوی (حکومت: ح 906930) نیز که هنوز آمادگی لازم برای درگیری با عثمانیان را نداشت، سیاست دوستی با بایزید را پیش گرفت. اما این مناسبات در سال 916 قمری، هنگامی که شاه‌اسماعیل بر شیبک‌خان ازبک پیروز شد، به هم خورد؛ زیرا شاه اسماعیل پوست سر شیبک‌خان را که از کاه پر شده بود، همراه فتح‌نامه‌ای غرورآمیز برای سلطان عثمانی فرستاد. این کار موجب خشم بایزید شد و در مکتوبی به شاه اسماعیل، او را به حمله به ایران تهدید کرد.

$زمینه‌های شکل‌گیری جنگ$
بایزید نتوانست این تهدید را عملی سازد، چرا که از سلطنت برکنار شد و سلیم اول جای او را گرفت. سلیم پس از آگاهی از تشدید فعالیت‌های مذهبی سیاسی قزلباشانِ وابسته به شاه‌اسماعیل در آناطولی، درصدد حمله به ایران بر آمد. در این میان، نورعلی خلیفه، از مبلّغان اعزامی شاه‌اسماعیل به آناطولی مرکزی، بسیاری از علویان و قزلباشان را در اطراف خود گرد آورد و نیروهای فرستاده شده برای سرکوبی‌اش را شکست داد. وی پس از تصرف شهر توقات، به نام شاه‌اسماعیل خطبه خواند. از طرف دیگر، خان محمدخان استاجلو (حاکم #دیاربکر#) به دستور شاه‌اسماعیل نامه‌های توهین‌آمیزی به دربار عثمانی می‌فرستاد. افزون بر این، شاه‌اسماعیل به صورت آشکار و نهان از مدعیانِ سلطنت عثمانی حمایت می‌کرد، چنان که سلطان احمد را به مخالفت با برادرش، سلطان سلیم اول، ترغیب می‌کرد و چون سلطان احمد کشته شد، شاه اسماعیل پسر او، سلطان مراد، را در ایران پناه داد و حکومت قسمتی از فارس را به او واگذار کرد.
به خاطر همین علل، سلطان سلیم پس از قلع و قمع مدعیان سلطنت و سامان دادن به مرزهای عثمانی، درصدد حمله به ایران بر آمد. وی بر آن بود که پیش از لشکرکشی، تکیه‌گاه شاه ‌اسماعیل در آناطولی شرقی و مرکزی، یعنی جامعه قزلباشان، را از بین ببرد. سلطان‌سلیم با گرفتن فتوای علما، برای جهاد با قزلباشان و کفار، پس از شناسایی قزلباشان در خاک عثمانی که حدود چهل هزار تن می‌شدند دستور قتل و حبس آنان را صادر کرد. وی از آن بیم داشت که پس از لشکرکشی به ایران، این افراد در خاک عثمانی قیام کنند.
پس از آن، سلطان عثمانی در 23 محرّم 920 قمری، از اِدرنِه به سوی آذربایجان به راه افتاد و با ارسال نامه‌ای به عُبَیدالله‌خان ازبک، او را نیز به حمله به ایران ترغیب کرد. لشکریان عثمانی در 19 جمادی‌الاولی 920 به صوشهری، ابتدای سرحد دولت صفویه، رسیدند.

$نامه‌نگاری بین شاهان$
سلیم اول که از عقب‌نشینی شاه‌اسماعیل به اراضی داخلی ایران و پیامدهای آن بیمناک بود، در جریان پیشروی به سوی ایران و به منظور تحریک شاه‌اسماعیل به جنگ، چهار نامه توهین‌آمیز برای او فرستاد. نخستین آنها به زبان فارسی بود که از ازمیر فرستاده شد. وی در آن شاه‌اسماعیل را با عناوینی چون «امیراسماعیل» و «فرمانده عجم» خطاب و او را به الحاد و فتنه‌انگیزی متهم کرد و از او خواست تا مردانه به میدان نبرد آید. نامه‌های سلیم به امرا و حکام در این زمان، حاکی از آمادگی او برای جنگ با بنیانگذار سلسله صفوی است. سلطان سلیم پاسخ نامه سومش را در 23 جمادی‌الاولی همان سال، چهار روز پس از ورود به قلمرو صفوی، در حوالی ارزنجان دریافت کرد.

شاه‌اسماعیل، بر خلاف سلطان‌سلیم، او را با عنوان اسلام‌ پناه خطاب کرد و مضامین نامناسب مکتوبات سلطان را حاکی از طرز نگارش منشیان تریاکی دربار تلقی کرد. سپس، سلیم را از عاقبت لشکرکشی به قلمرو صفویان بیم داد.
سلیم پس از دریافت این نامه، از شدت خشم امر کرد قاصد را بکشند و چهارمین نامه را که به زبان ترکی نوشته شده بود و سرشار از عبارات توهین‌آمیز و تحریک‌کننده بود، همراه تسبیح و خرقه و کشکول،(به نشانه اینکه پادشاهی کار تو نیست و مثل پدرانت درویشی کن‌) برای وی فرستاد.
در همین ایام، سلطان سلیم با اعتراضات برخی از امیران عثمانی مخالف جنگ با ایران و شورش گروهی از ینی‌چریان، روبه‌رو شد که بی‌درنگ آنها را سرکوب کرد.
شاه‌اسماعیل که در این زمان در همدان بود، با اطلاع از حمله سلطان سلیم اول به ایران، از طریق تبریز و خوی روانه دشت چالدران شد و به سمت شرقی آن رفت. سپاه عثمانی در حدود یک هفته بعد، در اول رجب 920، به آنجا رسید و در تپه‌های شمال غربی آن موضع گرفت. خان‌محمدخان استاجلو و نورعلی خلیفه پیشنهاد کردند که بدون دادن فرصت استراحت و آرایش جنگی به عثمانیان به آنها حمله شود، لیکن دورمیش‌خان این کار را خلاف مردانگی دانست و شاه‌اسماعیل هم این نظر را پذیرفت. بدین ترتیب، عثمانیان فرصت استقرار و صف‌آرایی یافتند. در طرف دیگر، بسیاری از امیران عثمانی می‌خواستند به سپاه خسته یک روز استراحت داده شود، لیکن پیری محمدپاشا، دفتردار روم‌ایلی (ایالت سابق امپراتوری عثمانی‌)، با این نظر مخالفت کرد، چرا که بسیاری از آقنجی‌ها (کسانی که به منظور جاسوسی، تخریب و غارتگری در حمله به سرزمین‌های بیگانه شرکت می‌کردند) در اردوی عثمانی، شیعه بودند و گرایش قزلباشی داشتند و احتمالاً اگر جنگ به تأخیر می‌افتاد، تحت تأثیر مبلّغان صفوی به اردوی شاه‌اسماعیل می‌پیوستند؛ از این‌رو، سلطان سلیم بی‌درنگ آماده نبرد شد. درباره تعداد قوای طرفین جنگ، آمار دقیقی در دست نیست و برخی آمار مبالغه‌آمیزی داده‌اند. ظاهراً، لشکریان عثمانی بین هشتاد هزار تا صدهزار نفر و ایرانیان حدود بیست‌هزار نفر بودند. باتوجه به اینکه قسمتی از قوای قزلباش در مرزهای خاوری قلمرو صفوی درگیر بودند و شاه‌اسماعیل قصد نبرد با سلطان عثمانی را نداشت و ضمناً شاه‌اسماعیل، به دلیل جانبازی قزلباشان، در جنگ‌های دیگر نیز با افراد کمتری بر دشمن پیروز شده بود و افزون بر آن، وی حتی قصد نبرد با عثمانیان را نداشت، رقم یاد شده درست به نظر می‌رسد.

$آرایش دو سپاه$
آرایش جنگی لشکر عثمانی، شامل ینی‌چریان مسلّح به تفنگ و شمشیر که نیروی اصلی قشون بودند، شتران و استران بارکش به‌صورت سدّ محافظ ینی‌چریان، دویست توپ و صد خمپاره پیشاپیش قشون و دسته پیاده عَزَب‌ها (سربازان غیرمنظم در صفوف مقدّم‌) که نقش استتاری برای توپ‌ها نیز داشتند، در حالی‌که سلطان سلیم بر بالای تپه‌ای مشرف بر دشت چالدران و در قلب لشکر مستقر بود، حاکی از عزم و آمادگی آنان برای جنگی تمام‌عیار بود. مورخان ایرانی از پناه گرفتن نظامیان عثمانی درون «حصنی از عرابه و زنجیر» و قلعه آهنی سخن گفته‌اند.
لشکریان ایران از هر نظر با سواران عثمانی متفاوت بودند، اسب‌های ایرانیان فربه و توانا و سواران آنها، بر خلاف نیروهای عثمانی که بیمار و خسته بودند، همگی سالم و قوی‌بنیه بودند، اما اسلحه ایرانیان کمان‌های چاچی و گرزهای آهنین بود و توپخانه و قشون پیاده نداشتند. آرایش نظامی آنها شامل میمنه و میسره و قلب لشکر بود و شاه‌اسماعیل نیز با گروهی از سواران زبده در جانبی مشرف بر لشکر موضع گرفته بود تا در صورت لزوم به کمک آنها برود. به روایت برخی از مورخان، شاه‌اسماعیل در آن گیرودار به شکار بلدرچین مشغول بود.

$شروع جنگ$
صفویان در آغاز بر عثمانیان چیره شدند؛ اما دیری نگذشت که ناگزیر عقب‌نشینی کردند. در این هنگام، شاه‌اسماعیل به میدان آمد و فرماندهی جناح راست لشکر قزلباش را خود برعهده گرفت. وی که می‌دانست سلیم می‌خواهد با کشاندن ایرانیان به تیررس توپ‌ها بر آنان ضربه سنگینی وارد آورد، تصمیم گرفت دو جناح لشکر عثمانی را هم‌زمان تحت فشار قرار دهد و به عزب‌ها مجال کنار کشیدن از جلو توپ‌ها را ندهد و پس از گذشتن از صف توپ ها، قراولان خاص سلطان را درهم شکند و پیاده‌نظام ینی‌چری را از پشت آماج حمله دوسویه قزلباشان قرار دهد.

اگرچه شاه اسماعیل، جناح چپ لشکر عثمانی را در هم شکست و تا محل نیروی عقب‌دار عثمانی پیش تاخت، اما جناح چپ لشکرش گرفتار آتش توپخانه شد و درهم شکست. در ادامه، آتش سنگین توپخانه جناح راست و قلب سپاه ایران را نیز در هم کوبید. شاه اسماعیل مجروح شد و اسبش در گل فرو رفت. وقتی نزدیک بود به دست دشمن بیفتد، قزلباشی به نام میرزاسلطان‌علی که به شاه شباهت داشت، خود را به جای او معرفی کرد و مهتری به نام خضرآقا، اسبش را به شاه‌اسماعیل داد و او از مهلکه نجات یافت. شاه‌صفوی که مقاومت را بیهوده می‌دید، همراه گروهی از جانبازان قزلباش، از طریق تبریز به درگزین گریخت. سلطان‌سلیم که گریز وی را حیله‌ای جنگی برای به دام انداختن قوای عثمانی پنداشته بود، سپاه خود را از تعقیب وی و غارت باز داشت و عثمانی‌ها تنها پس از فرا رسیدن شب، به غارت و ضبط اموال و اسباب برجا مانده اردوی صفوی پرداختند.

$دلایل شکست ایرانیان$
مهم‌ترین دلیل شکست صفویان و پیروزی دولت عثمانی در جنگ چالدران، تجهیزات برتر جنگی عثمانیان، به‌ویژه توپخانه و پیاده‌نظام مسلح به تفنگ، بود. صفویان با وجود آشنایی با کاربرد توپ و تفنگ، استفاده از سلاح‌های آتشین را نشانه بزدلی و ناجوانمردی می‌دانستند. در منابع ایرانی نوشته شده که سلیم با اسماعیل عهد کرده بود از توپ استفاده نکند، ولی در جریان نبرد عهد خود را شکست. تضاد موجود میان سران قزلباش و غرور شاه‌اسماعیل، که ناشی از پیروزی‌های پیاپی او بود، همچنین رعایت نکردن اصول جنگی و استفاده از حمله به جای دفاع و دست‌کم گرفتن نیروهای عثمانی، از دیگر دلایل شکست ایرانیان در چالدران بود که باعث شد لشکریان ایرانی از آن همه فداکاری و جانبازی بهره‌ای نبرند.

$تلفات جنگ$
در مورد تلفات جنگ چالدران اطلاع دقیقی در دست نیست. در اکثر منابع ایرانی، رقم تلفات طرفین جنگ پنج هزار نفر ضبط شده است، شامل سه هزار نفر عثمانی و دو هزار قزلباش. برخی از مورخان ترک شمار تلفات عثمانی را حدود سی‌هزار تن و تلفات سپاه ایران را دو برابر پنداشته‌اند، که به نظر درست نمی‌آید، لیکن باتوجه به اینکه عثمانیان در جنگ از سلاح‌های آتشین استفاده کردند و از سرهای بریده شده اسرای نظامی در چالدران کله مناره ساختند، گمان می‌رود شمار تلفات قزلباشان بیشتر از رقم یاد شده باشد.

$پس از جنگ$
سلطان‌سلیم از چالدران به تبریز رفت. وی بر آن بود که پس از گذراندن زمستان در تبریز، برای اتمام کار شاه‌اسماعیل به تعقیب وی بپردازد، لیکن به سبب نارضایتی سپاهیان عثمانی از کمبود ارزاق و طولانی شدن زمان دوری از وطن، همچنین مخالفت گروهی از سپاه در ادامه جنگ با ایرانیان مسلمان، سلطان سلیم از بیم وقوع فتنه، پس از تصرف خزاین و اموال شاه‌اسماعیل و سران قزلباش و کوچاندن برخی از ارباب حرف و هنر تبریز با خانواده‌هایشان به استانبول، تبریز را در 25 رجب 920 قمری ترک کرد، اکثر مورخان ایرانی بازگشت عجولانه سلیم را نوعی فرار از بیم بازگشت شاه‌اسماعیل دانسته‌اند. به گزارش کاترینو زنو، نافرمانی مردم تبریز و واهمه از تجدید قوای شاه اسماعیل، سلطان‌سلیم را به ترک تبریز مجبور کرد.

$نتایج جنگ$
با پیروزی عثمانیان در نبرد چالدران، بخشی از آناطولی شرقی که در تصرف دولت صفوی بود و نیز امیرنشین ذوالقدر، به قلمرو عثمانی ضمیمه و دیار بکر نیز از دست صفویان خارج شد. پس از چالدران، ایرانیان در قبال دولت عثمانی موضع دفاعی گرفتند و تا هنگام سلطنت شاه‌عباس اول (حکومت:996 1038) وضع به همین صورت باقی ماند. ضربه‌ای که در چالدران بر شاه‌اسماعیل وارد آمد، تأثیر عمیقی بر وی گذاشت، چنان که تا پایان حیاتش از دخالت جدّی در اداره امور حکومتی کناره گرفت، در هیچ جنگی شرکت نکرد و به پادشاهی بی‌اراده و راحت‌طلب تبدیل شد. به گفته ملا کمال، پس از چالدران کسی آن پادشاه را خندان ندید. افزون بر این، از اعتقاد غلوآمیز مریدان قزلباش به مرشد کامل کاسته شد و تمرد و کشمکش‌های قبیله‌ای افزایش یافت. جنگ چالدران افسانه شکست‌ناپذیری شاه‌اسماعیل را از بین برد، اما عثمانیان هرگز نتوانستند ایران را ضمیمه قلمرو خود کنند و مردم را به دست برداشتن از مذهب تشیع وا دارند. از آن پس،حکومت صفویه که به عنوان حکومتی الهی مشروعیت داشت، به حکومتی اداری سلطنتی تنزل یافت.[1]

Kurdipedia is not responsible for the content of this item. We recorded it for archival purposes.
This item has been written in (فارسی) language, click on icon to open the item in the original language!
این مقاله بە زبان (فارسی) نوشته شده است، برای باز کردن آیتم به زبان اصلی! بر روی آیکون کلیک کنید.
This item has been viewed 1,031 times
Write your comment about this item!
HashTag
Źródła
[1] Strona internetowa | فارسی | وب سایت wikishia-ویکی شیعە - 08-04-2023
Group: Articles
Articles language: فارسی
Cities: Amed
Content category: Kurdish Issue
Country - Province: Kurdistan
Document Type: Original language
Language - Dialect: Persian
Publication Type: Born-digital
Technical Metadata
Item Quality: 96%
96%
Added by ( Sara Sardar ) on 08-04-2023
This article has been reviewed and released by ( Shadi Akoyi ) on 08-04-2023
This item recently updated by ( Shadi Akoyi ) on: 28-05-2025
Title
This item according to Kurdipedia's Standards is not finalized yet!
This item has been viewed 1,031 times
QR Code
Attached files - Version
Type Version Editor Name
Photo file 1.0.1119 KB 08-04-2023 Sara SardarS.S.
جنگ چالدران 03
Group: Articles
Articles language: فارسی - Farsi
Kurdipedia is the largest project to archive our information.
Share
Copy Link0
E-Mail0
Facebook0
LinkedIn0
Messenger0
Pinterest0
SMS0
Telegram0
Twitter0
Viber0
WhatsApp0
Ranking item
Excellent
Very good
Average
Poor
Bad
Add to my favorites
Write your comment about this item!
Items history
Metadata
RSS
Search in Google for images related to the selected item!
Search in Google for selected item!
کوردیی ناوەڕاست - Central Kurdish0
Kurmancî - Upper Kurdish (Latin)0
English - English0
عربي - Arabic0
Türkçe - Turkish0
עברית - Hebrew0
Deutsch - German0
Español - Spanish0
Français - French0
Italiano - Italian0
Nederlands - Dutch0
Svenska - Swedish0
Ελληνική - Greek0
Azərbaycanca - Azerbaijani0
Catalana - Catalana0
Čeština - Czech0
Esperanto - Esperanto0
Fins - Finnish0
Hrvatski - Croatian0
Lietuvių - Lithuanian0
Norsk - Norwegian0
Ozbek - Uzbek0
Polski - Polish0
Português - Portuguese0
Pусский - Russian0
Srpski - Serbian0
балгарская - Bulgarian0
қазақ - Kazakh0
Тоҷикӣ - Tajik0
українська - Ukrainian0
Հայերեն - Armenian0
हिन्दी - Hindi0
ქართველი - Georgian0
中国的 - Chinese0
日本人 - Japanese0
جنگ چالدران 03
جنگ چالدران 03
$جنگ چالدران 03$
جنگ‌ چالدُران‌، نخستین‌ جنگ‌ دولتهای‌ صفوی‌ و عثمانی‌ در 920 در دشت‌ چالدران‌ انجام شد.
گسترش‌ قلمرو عثمانی‌ در مشرق‌، سقوط‌ بیگ‌نشینهای‌ آناطولی‌، حاکمیت‌ عثمانی‌ بر مغرب‌ فرات که‌ پس‌ از جنگ‌ اُتْلُق‌ بلی‌ در 877 به‌ شکست اوزون‌ حسن‌ و پیروزی‌ سلطان‌ محمد فاتح‌ ختم‌ شد، همچنین‌ نفوذ روزافزون‌ طریقت‌ صفوی‌ در آسیای‌ صغیر و پا گرفتن‌ جنبش‌ قزلباشان‌ (قزلباش‌) که‌ به‌ تشکیل‌ دولت‌ صفوی‌ (حک: ح 906 1135) و رواج‌ تشیع‌ انجامید، وقوع‌ جنگ‌ را بین‌ ایران‌ و عثمانی‌ اجتناب‌ناپذیر کرده‌ بود.بایزید دوم‌، به‌ دلیل‌ گرفتاریهای‌ داخلی‌ و خارجی‌، از جنگ‌ با صفویان پرهیز داشت‌.
اسماعیل‌ صفوی‌ (حک: ح 906930) نیز که‌ هنوز آمادگی‌ لازم‌ برای‌ درگیری‌ با عثمانیان‌ را نداشت‌، سیاست‌ دوستی‌ با بایزید را پیش‌ گرفت، ‌ اما این‌ مناسبات‌ در 916، هنگامی‌ که‌ شاه‌اسماعیل بر شیبک‌خان‌ ازبک‌ پیروز شد، به‌ هم‌ خورد، زیرا شاه‌ اسماعیل‌ پوست‌ سر شیبک‌خان‌ را که‌ از کاه‌ پر شده‌ بود، همراه‌ فتح‌نامه‌ای‌ غرورآمیز برای‌ سلطان‌ عثمانی‌ فرستاد.
این‌ کار موجب‌ خشم‌ بایزید شد و در مکتوبی‌ به‌ شاه‌ اسماعیل‌، او را به‌ حمله به‌ ایران‌ تهدید کرد. بایزید نتوانست‌ این‌ تهدید را عملی‌ سازد، چرا که‌ از سلطنت‌ بر کنار شد و سلیم‌ اول‌ جای‌ او را گرفت‌.
سلیم‌ پس‌ از آگاهی‌ از تشدید فعالیتهای‌ مذهبی سیاسی قزلباشانِ وابسته‌ به‌ شاه‌اسماعیل‌ در آناطولی‌، درصدد حمله‌ به‌ ایران‌ بر آمد.
در این‌ میان‌، نورعلی‌ خلیفه‌، از مبلّغان‌ اعزامی‌ شاه‌اسماعیل‌ به‌ آناطولی‌ مرکزی‌، بسیاری‌ از علویان‌ و قزلباشان‌ را در اطراف‌ خود گرد آورد و نیروهای‌ فرستاده‌ شده‌ برای‌ سرکوبی‌اش‌ را شکست‌ داد.
وی‌ پس‌ از تصرف‌ شهر توقات‌، به‌ نام‌ شاه‌اسماعیل‌ خطبه‌ خواند.
از طرف‌ دیگر، خان‌ محمدخان‌ استاجلو (حاکم‌ دیار بکر) به‌ دستور شاه‌اسماعیل‌ نامه‌های‌ توهین‌آمیزی‌ به‌ دربار عثمانی‌ می‌فرستاد.
2 - حمایت شاه‌اسماعیل‌
افزون‌ بر این‌، شاه‌اسماعیل‌ به‌ صورت‌ آشکار و نهان‌ از مدعیانِ سلطنت‌ عثمانی‌ حمایت‌ می‌کرد، چنان‌ که‌ سلطان‌ احمد را به‌ مخالفت‌ با برادرش‌، سلطان‌ سلیم‌ اول‌، ترغیب‌ می‌کرد و چون‌ سلطان‌ احمد کشته‌ شد، شاه‌ اسماعیل‌ پسر او، سلطان‌ مراد، را در ایران‌ پناه‌ داد و حکومت‌ قسمتی‌ از فارس‌ را به‌ او واگذار کرد؛ از این‌رو، سلطان‌ سلیم‌ پس‌ از قلع‌ و قمع مدعیان‌ سلطنت‌ و سامان‌ دادن‌ به‌ مرزهای‌ عثمانی‌، درصدد حمله‌ به‌ ایران‌ بر آمد.
وی‌ بر آن‌ بود که‌ پیش‌ از لشکرکشی، تکیه‌ گاه‌ شاه ‌اسماعیل‌ در آناطولی‌ شرقی‌ و مرکزی‌، یعنی‌ جامعه قزلباشان‌، را از بین‌ ببرد.
سلطان‌سلیم‌ با گرفتن‌ فتوای‌ علما، برای‌ جهاد با قزلباشان‌ و کفار ، پس‌ از شناسایی‌ قزلباشان‌ در خاک‌ عثمانی‌ که‌ حدود چهل‌ هزار تن‌ می‌شدند دستور قتل و حبس‌ آنان‌ را صادر کرد.
وی‌ از آن‌ بیم‌ داشت‌ که‌ پس‌ از لشکرکشی‌ به‌ ایران‌، این‌ افراد در خاک‌ عثمانی‌ قیام کنند. پس‌ از آن‌، سلطان‌ عثمانی‌ در 23 محرّم‌ 920، از اِدرنِه‌ به‌ سوی‌ آذربایجان به‌ راه‌ افتاد و با ارسال‌ نامه‌ای‌ به‌ عُبَیداللّه‌خان‌ ازبک‌، او را نیز به‌ حمله‌ به‌ ایران‌ ترغیب‌ کرد.
لشکریان‌ عثمانی‌ در 19 جمادی‌الاولی 920 به‌ صوشهری‌، ابتدای‌ سرحد دولت صفویه‌، رسیدند.
3 - نامه‌نگاری طرفین جنگ
سلیم‌ اول‌ که‌ از عقب‌نشینی شاه‌اسماعیل‌ به‌ اراضی‌ داخلی‌ ایران‌ و پیامدهای‌ آن‌ بیمناک بود، در جریان‌ پیشروی‌ به‌ سوی‌ ایران‌ و به‌ منظور تحریک‌ شاه‌اسماعیل‌ به‌ جنگ‌، چهار نامه توهین‌آمیز برای‌ او فرستاد.
نخستین‌ آنها به‌ زبان‌ فارسی‌ بود که‌ از ازمیر فرستاده‌ شد.
وی‌ در آن‌ شاه‌اسماعیل‌ را با عناوینی‌ چون‌ «امیراسماعیل‌» و « فرمانده‌ عجم» خطاب‌ و او را به‌ الحاد و فتنه‌انگیزی‌ متهم‌ کرد و از او خواست‌ تا مردانه‌ به‌ میدان نبرد آید. نامه‌های‌ سلیم‌ به‌ امرا و حکام‌ در این‌ زمان‌، حاکی‌ از آمادگی‌ او برای‌ جنگ‌ با بنیانگذار سلسله صفوی‌ است‌. سلطان‌ سلیم‌ پاسخ‌ نامه سومش‌ را در 23 جمادی‌الاولی همان‌ سال‌، چهار روز پس‌ از ورود به‌ قلمرو صفوی‌، در حوالی‌ ارزنجان‌ دریافت‌ کرد.
شاه‌اسماعیل‌، بر خلاف‌ سلطان‌سلیم‌، او را با عنوان‌ اسلام‌پناه‌ خطاب‌ کرد و مضامین‌ نامناسب‌ مکتوبات‌ سلطان‌ را حاکی‌ از طرز نگارش‌ منشیان‌ تریاکی‌ دربار تلقی‌ کرد.
سپس‌، سلیم‌ را از عاقبت‌ لشکرکشی‌ به‌ قلمرو صفویان‌ بیم داد.
سلیم‌ پس‌ از دریافت‌ این‌ نامه‌، از شدت‌ خشم‌ امر کرد قاصد را بکشند و چهارمین‌ نامه‌ را که‌ به‌ زبان‌ ترکی‌ نوشته‌ شده‌ بود و سرشار از عبارات‌ توهین‌آمیز و تحریک‌کننده‌ بود، همراه‌ تسبیح‌ و خرقه‌ و کشکول (به‌ نشانه اینکه‌ پادشاهی‌ کار تو نیست‌ و مثل‌ پدرانت‌ درویشی‌ کن‌)، برای‌ وی‌ فرستاد.
4 - ورود عثمانیان به دشت چالدران
در همین‌ ایام‌، سلطان‌ سلیم‌ با اعتراضات‌ برخی‌ از امیران‌ عثمانی‌ مخالف‌ جنگ‌ با ایران‌ و شورش گروهی‌ از ینی‌چریان‌، روبه‌رو شد که‌ بی‌درنگ‌ آنها را سرکوب‌ کرد.
شاه‌اسماعیل‌ که‌ در این‌ زمان‌ در همدان‌ بود، با اطلاع‌ از حمله سلطان‌ سلیم‌ اول‌ به‌ ایران‌، از طریق‌ تبریز و خوی‌ روانه دشت‌ چالدران شد و به‌ سمت‌ شرقی‌ آن‌ رفت‌.
سپاه‌ عثمانی‌ در حدود یک‌ هفته‌ بعد، در اول‌ رجب‌ 920، به‌ آنجا رسید و در تپه‌های‌ شمال‌ غربی‌ آن‌ موضع‌ گرفت‌.
خان‌محمدخان‌ استاجلو و نورعلی‌ خلیفه‌ پیشنهاد کردند که‌ بدون‌ دادن‌ فرصت‌ استراحت‌ و آرایش‌ جنگی‌ به‌ عثمانیان‌ به‌ آنها حمله‌ شود، لیکن‌ دورمیش‌خان‌ این‌ کار را خلاف‌ مردانگی‌ دانست‌ و شاه‌اسماعیل‌ هم‌ این‌ نظر را پذیرفت. بدین‌ ترتیب‌، عثمانیان‌ فرصت‌ استقرار و صف‌آرایی‌ یافتند.
در طرف‌ دیگر، بسیاری‌ از امیران‌ عثمانی‌ می‌خواستند به‌ سپاه‌ خسته‌ یک‌ روز استراحت‌ داده‌ شود، لیکن‌ پیری‌ محمدپاشا، دفتردار روم‌ایلی‌ (ایالت‌ سابق‌ امپراتوری‌ عثمانی‌)، با این‌ نظر مخالفت‌ کرد، چرا که‌ بسیاری‌ از آقنجیها (کسانی‌ که‌ به‌ منظور جاسوسی‌، تخریب‌ و غارتگری‌ در حمله‌ به‌ سرزمینهای‌ بیگانه‌ شرکت‌ می‌کردند) در اردوی‌ عثمانی‌، شیعه‌ بودند و گرایش‌ قزلباشی‌ داشتند و احتمالاً اگر جنگ‌ به‌ تأخیر می‌افتاد، تحت‌ تأثیر مبلّغان‌ صفوی‌ به‌ اردوی‌ شاه‌اسماعیل‌ می‌پیوستند؛ از این‌رو، سلطان‌ سلیم‌ بی‌درنگ‌ آماده نبرد شد.
5 - آرایش جنگی و قوای طرفین
درباره تعداد قوای‌ طرفین‌ جنگ‌، آمار دقیقی‌ در دست‌ نیست‌ و برخی‌ آمار مبالغه‌آمیزی‌ داده‌اند. ظاهراً، لشکریان‌ عثمانی‌ بین‌ هشتاد هزار تا صدهزار نفر و ایرانیان‌ حدود بیست‌هزار نفر بودند. باتوجه‌ به‌ اینکه‌ قسمتی‌ از قوای‌ قزلباش‌ در مرزهای‌ خاوری‌ قلمرو صفوی‌ درگیر بودند و شاه‌اسماعیل‌ قصد نبرد با سلطان‌ عثمانی‌ را نداشت‌ و ضمناً شاه‌اسماعیل‌، به‌ دلیل‌ جانبازی‌ قزلباشان‌، در جنگهای‌ دیگر نیز با افراد کمتری‌ بر دشمن‌ پیروز شده‌ بود و افزون‌ بر آن‌، وی‌ حتی‌ قصد نبرد با عثمانیان‌ را نداشت‌، رقم‌ یاد شده‌ درست‌ به‌ نظر می‌رسد.
آرایش‌ جنگی‌ لشکر عثمانی‌، شامل‌ ینی‌چریان‌ مسلّح‌ به‌ تفنگ‌ و شمشیر که‌ نیروی‌ اصلی‌ قشون بودند، شتران‌ و استران‌ بارکش‌ به‌ صورت‌ سدّ محافظ‌ ینی‌چریان‌، دویست‌ توپ‌ و صد خمپاره پیشاپیش‌ قشون‌ و دسته پیاده عَزَبها (سربازان‌ غیرمنظم‌ در صفوف‌ مقدّم‌) که‌ نقش‌ استتاری‌ برای‌ توپها نیز داشتند، در حالی‌که‌ سلطان‌ سلیم‌ بر بالای‌ تپه‌ای‌ مشرف‌ بر دشت‌ چالدران‌ و در قلب‌ لشکر مستقر بود، حاکی‌ از عزم‌ و آمادگی‌ آنان‌ برای‌ جنگی‌ تمام‌عیار بود. مورخان‌ ایرانی‌ از پناه‌ گرفتن‌ نظامیان‌ عثمانی‌ درون‌ «حصنی‌ از عرابه‌ و زنجیر» و قلعه آهنی‌ سخن‌ گفته‌اند.
لشکریان‌ ایران‌ از هر نظر با سواران‌ عثمانی‌ متفاوت‌ بودند، اسبهای‌ ایرانیان‌ فربه‌ و توانا و سواران‌ آنها، بر خلاف‌ نیروهای‌ عثمانی‌ که‌ بیمار و خسته‌ بودند، همگی‌ سالم و قوی‌بنیه‌ بودند، اما اسلحه ایرانیان‌ کمانهای‌ چاچی‌ و گرزهای‌ آهنین‌ بود و توپخانه‌ و قشون‌ پیاده‌ نداشتند. آرایش‌ نظامی‌ آنها شامل‌ میمنه‌ و میسره‌ و قلب‌ لشکر بود و شاه‌اسماعیل‌ نیز با گروهی‌ از سواران‌ زبده‌ در جانبی‌ مشرف‌ بر لشکر موضع‌ گرفته‌ بود تا در صورت‌ لزوم‌ به‌ کمک‌ آنها برود.
به‌ روایت‌ برخی‌ از مورخان‌، شاه‌اسماعیل‌ در آن‌ گیرودار به‌ شکار بلدرچین‌ مشغول‌ بود. آنان‌ در آغاز بر عثمانیان‌ چیره‌ شدند اما دیری‌ نگذشت‌ که‌ ناگزیر عقب‌نشینی‌ کردند.
در این‌ هنگام‌، شاه‌اسماعیل‌ به‌ میدان‌ آمد و فرماندهی‌ جناح‌ راست‌ لشکر قزلباش‌ را خود برعهده‌ گرفت‌.
وی‌ که‌ می‌دانست‌ سلیم‌ می‌خواهد با کشاندن‌ ایرانیان‌ به‌ تیررس‌ توپها بر آنان‌ ضربه سنگینی‌ وارد آورد، تصمیم‌ گرفت‌ دو جناح‌ لشکر عثمانی‌ را هم‌زمان‌ تحت‌ فشار قرار دهد و به‌ عزبها مجال‌ کنار کشیدن‌ از جلو توپها را ندهد و پس‌ از گذشتن‌ از صف‌ توپها، قراولان‌ خاص‌ سلطان‌ را درهم‌ شکند و پیاده‌نظام‌ ینی‌چری‌ را از پشت‌ آماج‌ حمله دوسویه قزلباشان‌ قرار دهد.
اگرچه‌ شاه‌ اسماعیل‌، جناح‌ چپ‌ لشکر عثمانی‌ را در هم‌ شکست‌ و تا محل‌ نیروی‌ عقب‌دار عثمانی‌ پیش‌ تاخت‌، اما جناح‌ چپ‌ لشکرش‌ گرفتار آتش‌ توپخانه‌ شد و درهم‌ شکست. ‌ در ادامه‌، آتش‌ سنگین‌ توپخانه‌ جناح‌ راست‌ و قلب‌ سپاه‌ ایران‌ را نیز در هم‌ کوبید.
6 - مجروح شدن شاه‌اسماعیل
شاه‌ اسماعیل‌ مجروح‌ شد و اسبش‌ در گل‌ فرو رفت‌.
وقتی‌ نزدیک‌ بود به‌ دست‌ دشمن بیفتد، قزلباشی‌ به‌ نام‌ میرزاسلطان‌علی‌ که‌ به‌ شاه شباهت‌ داشت‌، خود را به‌ جای‌ او معرفی‌ کرد و مهتری‌ به‌ نام‌ خضرآقا، اسبش‌ را به‌ شاه‌اسماعیل‌ داد و او از مهلکه نجات‌ یافت‌.
شاه‌صفوی‌ که‌ مقاومت را بیهوده‌ می‌دید، همراه‌ گروهی‌ از جانبازان‌ قزلباش‌، از طریق‌ تبریز به‌ درگزین‌ گریخت‌. سلطان‌سلیم‌ که‌ گریز وی‌ را حیله‌ای‌ جنگی‌ برای‌ به‌ دام‌ انداختن‌ قوای‌ عثمانی‌ پنداشته‌ بود، سپاه‌ خود را از تعقیب‌ وی‌ و غارت باز داشت‌ و عثمانیها تنها پس‌ از فرا رسیدن‌ شب‌، به‌ غارت‌ و ضبط‌ اموال‌ و اسباب‌ برجا مانده اردوی‌ صفوی‌ پرداختند.
7 - تلفات جنگ چالدران
در مورد تلفات جنگ‌ چالدران‌ اطلاع‌ دقیقی‌ در دست‌ نیست‌.
در اکثر منابع‌ ایرانی‌، رقم‌ تلفات‌ طرفین‌ جنگ‌ پنج‌ هزار نفر ضبط‌ شده‌ است‌، شامل‌ سه‌ هزار نفر عثمانی‌ و دو هزار قزلباش. ‌برخی‌ از مورخان‌ ترک‌ شمار تلفات‌ عثمانی‌ را حدود سی‌هزار تن‌ و تلفات‌ سپاه‌ ایران‌ را دو برابر پنداشته‌اند، که‌ به‌ نظر درست‌ نمی‌آید، لیکن‌ باتوجه‌ به‌ اینکه‌ عثمانیان‌ در جنگ‌ از سلاحهای‌ آتشین‌ استفاده‌ کردند و از سرهای‌ بریده‌ شده اسرای‌ نظامی‌ در چالدران‌ کله مناره‌ ساختند، گمان‌ می‌رود شمار تلفات‌ قزلباشان‌ بیشتر از رقم‌ یاد شده‌ باشد.
8 - بازگشت سلیم
سلطان‌سلیم‌ از چالدران‌ به‌ تبریز رفت‌.
وی‌ بر آن‌ بود که‌ پس‌ از گذراندن‌ زمستان‌ در تبریز، برای‌ اتمام‌ کار شاه‌اسماعیل‌ به‌ تعقیب‌ وی‌ بپردازد، لیکن‌ به‌ سبب‌ نارضایتی‌ سپاهیان‌ عثمانی‌ از کمبود ارزاق‌ و طولانی‌ شدن‌ زمان‌ دوری‌ از وطن‌، همچنین‌ مخالفت‌ گروهی‌ از سپاه‌ در ادامه جنگ‌ با ایرانیان‌ مسلمان‌ ، سلطان‌ سلیم‌ از بیم‌ وقوع‌ فتنه‌ ، پس‌ از تصرف‌ خزاین و اموال شاه‌اسماعیل‌ و سران‌ قزلباش‌ و کوچاندن‌ برخی‌ از ارباب‌ حرف‌ و هنر تبریز با خانواده‌هایشان‌ به‌ استانبول، تبریز را در 25 رجب‌ 920 ترک‌ کرد، اکثر مورخان ایرانی‌ بازگشت‌ عجولانه سلیم‌ را نوعی‌ فرار از بیم‌ بازگشت‌ شاه‌اسماعیل‌ دانسته‌اند. به‌ گزارش‌ کاترینو زنو، نافرمانی‌ مردم‌ تبریز و واهمه‌ از تجدید قوای‌ شاه‌ اسماعیل‌، سلطان‌سلیم‌ را به‌ ترک‌ تبریز مجبور کرد.
9 - دلیل‌ شکست‌ صفویان‌
مهم‌ترین‌ دلیل‌ شکست صفویان‌ و پیروزی‌ دولت‌ عثمانی‌ در جنگ‌ چالدران‌، تجهیزات‌ برتر جنگی‌ عثمانیان‌، به‌ویژه‌ توپخانه و پیاده‌نظام‌ مسلح‌ به‌ تفنگ‌ ، بود.
صفویان‌ با وجود آشنایی‌ با کاربرد توپ‌ و تفنگ‌، استفاده‌ از سلاحهای‌ آتشین‌ را نشانه بزدلی‌ و ناجوانمردی‌ می‌دانستند.در منابع‌ ایرانی‌ نوشته‌ شده‌ که‌ سلیم‌ با اسماعیل‌ عهد کرده‌ بود از توپ‌ استفاده‌ نکند، ولی‌ در جریان‌ نبرد عهد خود را شکست. تضاد موجود میان‌ سران‌ قزلباش‌ و غرور شاه‌اسماعیل‌، که‌ ناشی‌ از پیروزیهای‌ پیاپی‌ او بود، همچنین‌ رعایت‌ نکردن‌ اصول‌ جنگی‌ و استفاده‌ از حمله‌ به‌ جای‌ دفاع‌ و دست‌کم‌ گرفتن‌ نیروهای‌ عثمانی‌، از دیگر دلایل‌ شکست‌ ایرانیان‌ در چالدران‌ بود که‌ باعث‌ شد لشکریان‌ ایرانی‌ از آن‌ همه‌ فداکاری‌ و جانبازی‌ بهره‌ای‌ نبرند.
10 - قلمرو عثمانی
با پیروزی‌ عثمانیان‌ در نبرد چالدران‌، بخشی‌ از آناطولی‌ شرقی‌ که‌ در تصرف‌ دولت‌ صفوی‌ بود و نیز امیرنشین‌ ذوالقدر، به‌ قلمرو عثمانی‌ ضمیمه‌ و دیار بکر نیز از دست‌ صفویان‌ خارج‌ شد. پس‌ از چالدران‌، ایرانیان‌ در قبال‌ دولت‌ عثمانی‌ موضع‌ دفاعی‌ گرفتند و تا هنگام‌ سلطنت‌ شاه‌عباس‌ اول‌ (حک:996 1038) وضع‌ به‌ همین‌ صورت‌ باقی‌ ماند.
11 - شاه‌اسماعیل پس از شکست
ضربه‌ای‌ که‌ در چالدران‌ بر شاه‌اسماعیل‌ وارد آمد، تأثیر عمیقی‌ بر وی‌ گذاشت‌، چنان‌ که‌ تا پایان‌ حیاتش‌ از دخالت‌ جدّی‌ در اداره امور حکومتی‌ کناره‌ گرفت‌، در هیچ‌ جنگی‌ شرکت‌ نکرد و به‌ پادشاهی‌ بی‌اراده‌ و راحت‌طلب‌ تبدیل‌ شد. به‌ گفته ملا کمال، ‌پس‌ از چالدران‌ کسی‌ آن‌ پادشاه‌ را خندان ندید.
افزون‌ بر این‌، از اعتقاد غلوآمیز مریدان‌ قزلباش‌ به‌ مرشد کامل‌ کاسته‌ شد و تمرد و کشمکشهای‌ قبیله‌ای‌ افزایش‌ یافت‌.
جنگ‌ چالدران‌ افسانه شکست‌ناپذیری‌ شاه‌اسماعیل‌ را از بین‌ برد، اما عثمانیان‌ هرگز نتوانستند ایران‌ را ضمیمه قلمرو خود کنند و مردم‌ را به‌ دست‌ برداشتن‌ از مذهب‌ تشیع‌ وا دارند.
از آن‌ پس‌، حکومت‌ صفویه‌ که‌ به‌ عنوان‌ حکومتی‌ الاهی‌ مشروعیت‌ داشت‌، به‌ حکومتی‌ اداری‌ سلطنتی‌ تنزل یافت.[1]

Kurdipedia is not responsible for the content of this item. We recorded it for archival purposes.
This item has been written in (فارسی) language, click on icon to open the item in the original language!
این مقاله بە زبان (فارسی) نوشته شده است، برای باز کردن آیتم به زبان اصلی! بر روی آیکون کلیک کنید.
This item has been viewed 1,135 times
Write your comment about this item!
HashTag
Źródła
[1] Strona internetowa | فارسی | وب سایت wikifeqh. ویکی فقە - 08-04-2023
Group: Articles
Articles language: فارسی
Publication date: 08-04-2023 (3 Year)
Content category: Kurdish Issue
Content category: History
Country - Province: Kurdistan
Document Type: Original language
Language - Dialect: Persian
Publication Type: Born-digital
Technical Metadata
Item Quality: 96%
96%
Added by ( Sara Sardar ) on 08-04-2023
This article has been reviewed and released by ( Shadi Akoyi ) on 08-04-2023
This item recently updated by ( Shadi Akoyi ) on: 28-05-2025
Title
This item according to Kurdipedia's Standards is not finalized yet!
This item has been viewed 1,135 times
QR Code
نقشە ی ترکیب زبانی و مذهبی شهرستان چالدران
Group: Maps
Articles language: فارسی - Farsi
Our goal is to have our own national database like any other nation.
Share
Copy Link2
E-Mail0
Facebook0
LinkedIn0
Messenger0
Pinterest0
SMS0
Telegram0
Twitter0
Viber0
WhatsApp0
Ranking item
1 Vote 5
Excellent
Very good
Average
Poor
Bad
Add to my favorites
Write your comment about this item!
Items history
Metadata
RSS
Search in Google for images related to the selected item!
Search in Google for selected item!
کوردیی ناوەڕاست - Central Kurdish0
Kurmancî - Upper Kurdish (Latin)0
English - English0
عربي - Arabic1
Türkçe - Turkish0
עברית - Hebrew0
Deutsch - German0
Español - Spanish0
Français - French0
Italiano - Italian0
Nederlands - Dutch0
Svenska - Swedish0
Ελληνική - Greek0
Azərbaycanca - Azerbaijani0
Catalana - Catalana0
Čeština - Czech0
Esperanto - Esperanto0
Fins - Finnish0
Hrvatski - Croatian0
Lietuvių - Lithuanian0
Norsk - Norwegian0
Ozbek - Uzbek0
Polski - Polish0
Português - Portuguese0
Pусский - Russian0
Srpski - Serbian0
балгарская - Bulgarian0
қазақ - Kazakh0
Тоҷикӣ - Tajik0
українська - Ukrainian0
Հայերեն - Armenian0
हिन्दी - Hindi0
ქართველი - Georgian0
中国的 - Chinese0
日本人 - Japanese0
نقشە ی ترکیب زبانی و مذهبی شهرستان چالدران
نقشە ی ترکیب زبانی و مذهبی شهرستان چالدران
#سلیمان چوکلی#
واقع در شمال استان ارومیە و دارای مرز مشترک با ایالتهای آگری و وان شمال کوردستان( کوردستان ترکیە) میباشد. همچنین با شهرهای ماکو، شوط، چایپارە و خوی در استان ارومیە مرز مشترک دارد.
جمعیت ساکن شهرستان 44509 نفر( طبق سرشماری جمعیتی ایران، سال 1385).
شامل 2 شهر قرەعینی ( سیاه چشمە) و آواجیغ( کلیسا کندی) هست. تعداد روستا 166، کە از این تعداد و از لحاظ مذهبی 78 روستا شیعە(تورک)، 4 روستا اهل حق( تورک) و بقیە شامل سنی (کورد) یا مخلوطی از سنی و شیعە (تورک و کورد) میباشند.
در کل 45% شهرستان سنی و بقیە ترکیبی از شیعە و اهل حق.
جهت اطلاعات بیشتر و چگۆنگی پراکندگی زبانی شهرستان( شهر و روستا) بە نقشەها، جداول، نمودار و راهنما مراجعە شود.
=KTML_Link_External_Begin=https://www.kurdipedia.org/docviewer.aspx?id=386984&document=0001.JPG=KTML_Link_External_Between=کلیک کنید تا نقشه در اندازه طبیعی باز شود=KTML_Link_External_End=
This item has been written in (فارسی) language, click on icon to open the item in the original language!
این مقاله بە زبان (فارسی) نوشته شده است، برای باز کردن آیتم به زبان اصلی! بر روی آیکون کلیک کنید.
This item has been viewed 4,928 times
Write your comment about this item!
HashTag
Źródła
Group: Maps
Articles language: فارسی
Cities: Urumiya
Country - Province: East Kurdistan
Technical Metadata
The copyright of this item has been issued to Kurdipedia by the item's owner!
Item Quality: 94%
94%
Added by ( Hawreh Bakhawan ) on 18-08-2020
This article has been reviewed and released by ( Banaz Jola ) on 18-08-2020
This item recently updated by ( Hawreh Bakhawan ) on: 19-08-2020
Title
This item has been viewed 4,928 times
QR Code
  Nowy przedmiot
  Losowy przedmiot! 
   
  
  Publikacja 

Kurdipedia.org (2008 - 2026) version: 17.17
| | CSS3 | HTML5

| Czas generowania strony: 0.922 sekund(y)!